تبليغاتX
دوستی یعنی عشق

دوستی یعنی عشق

تو مرا می فهمی... من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یك انسان است. تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من خواهی ماند
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 12:33  توسط علی  | 

زندگی

 زندگی چیست؟کلاف پر پیچ

اولش پیچ و اخرش هیج

زندگی چیست؟خون دل خوردن

اولش رنج و اخرش مردن

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 10:0  توسط علی  | 

..............

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 20:29  توسط مسیح  | 

عشق

زندگی عشق است عشق افسانه نیست                انکه عشق افرید دیوانه نیست

عشق ان نیست که کنارش باشی                      عشق ان است که به یادش باشی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 11:48  توسط علی  | 

؟

دل درد اشنا را در تو دیدم                   تو می دانی خدا را در تو دیدم

نمی دانم که بی تو کیستم من                 اگر روزی نباشی نیستم من

تو در چشم منی هر جا که هستی            تو را هر جا که هستی می پرستم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 11:47  توسط علی  | 

نه

نه از خاکم.....نه از بادم....نه در بندم.....نه ازادم .....نه ان لیلاترین مجنون.......نه شیرینم نه فرهادم......فقط مثل تو غمگینم .......فقط مثل تو دلتنگم.......اگر ابی تر از ابم ......اگر همزاد مهتابم........بدون تو چه بی رنگم.......بدون تو چه بی تابم.......ای که دور از منی وقلب منی......با خبر باش که دنیای منی

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 11:43  توسط علی  | 

!

گنهی کردم و عاشق شدم و دل دادم .......سنگسارم نکنید ای ز خدا بی خبران

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 11:42  توسط علی  | 

؟؟؟؟

((چون باهاش حال می کنم دوباره میزارم))..........ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت ويرانه دل ماست که با هرنگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت...
+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:1  توسط علی  | 

عشق بازی کار هر شيّاد نيست

عشق بازی کار هر شيّاد نيست...اين شکار دام هر صيّاد نيست...عاشقی را قابليت لازم است...طالب حق را حقيقت لازم............................

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 15:51  توسط علی  | 

نمی دانم که میدانست ....؟

نمي دانم كه دانست او دليل گريه هايم را ؟

 

 نمي دانم كه حس كرد او حضورش در سكوتم را ؟

 

 و میدانم  كه مي دانست زعاشق بودنش مستم

 

 وجود ساده اش بوده كه من اينگونه دل بستم

 

 

برای ورود به وبسایت اصلی مسیح اینجا کلید کنید  .

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 9:49  توسط مسیح  |